دوشنبه 21 خرداد ماه سال 1386
بسی گفتند :
دل از عشق برگیر،
که نیرنگ است و افسوس است و جادوست!
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم،
که زهر است، اما.....
نوشداروست!
چه غم دارم که این زهر تب آلود، تنم را در جدایی می گذارداز آن شادم که در
هنگامه ی درد، غمی شیرین دلم را می نوازد،
اگر مرگم به نامردی نگیرد .
مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سر آید،
تو را دارم که مرگم زندگانی است./
